تبلیغات
آریان امید زندگی - متن مصاحبه آریان با روزنامه اطلاعات


متن مصاحبه آریان با روزنامه اطلاعات
دوشنبه 18 دی 1385

محسن رجب‌پور مدیرعامل شركت فرهنگی هنری ترانه شرقی كه عهده دار كلیه فعالیت‌های گروه موسیقی پاپ «آریان» است، به همراه 6 نفر از گروه 9 نفره آریان به روزنامه......آمدند و در نشستی صمیمی به پرسش‌های مطرح شده با بشاشی و خوش‌رویی جواب دادند.

از جمله نكات برجسته این گفتگو تاكید افراد گروه به خطر هجوم موسیقی‌های زیرزمینی و دور از شان و عرف جامعه، لزوم ایجاد كانون كارشناسی موسیقی پاپ و تلفظ صحیح «آریان» به جای «آرین» بود!

سیامك خواهانی، ساناز كاشمری، برزو بدیهی، نینف امیرخاص، علیرضا طباطبایی و علی پهلوان در گفتگو شركت داشتند كه بعد از خروج اضطراری محسن رجب‌پور، علی پهلوان بنابر پهلوان بودنش یل میدان گفتگو شد و برزو بدیهی وطباطبایی و خواهانی كمترین وقت را به خود اختصاص دادند.

اواخر گفتگو علی پهلوان نیز با شنیدن صدای «گل‌من» از طریق تلفن همراهش، اواخر مصاحبه به منزل فراخوانده شد و به جمع غایبان جلسه یعنی پیام صالحی، سحر كاشمری و شراره فرنژاد پیوست. متن این گفتگو را می‌خوانید:

* رجب‌پور: با عرض تشكر به خاطر توجه این رسانه به این گروه باید بگویم كه امروز با همه تلاشی كه داشتیم نتوانستیم باهمه اعضای آریان در خدمت شما باشیم. افرادی كه امروز حضور دارند؛ «علی‌رضا طباطبایی»، نوازنده دوام است كه از ابتدای تشكیل گروه حضور داشتند.

«برزو بدیهی» نوازنده پركاشن، «ساناز كاشمری» نیمی از خواهران آریان! و یك سوم از كل دختران همخوان آریان! در اینجا حضور دارند. سیامك خواهانی آهنگساز و نوازنده ویلن و «نینف امیر خاص» ترانه‌سرا، آهنگساز و رهبر اركستر گروه آریان هستند.

اهداف كلی و اندیشه حاكم بر فعالیت هنری گروه موسیقی آریان چگونه است؟

* رجب‌پور: هر هنرمندی باید به این فكر باشد كه دل مردم را شاد كند. او باید به گونه‌ای فعالیت كند كه مردم همواره از او به نیكی یاد كنند. اگر غیر از این باشد، گروه نمی‌تواند رشد و بالندگی داشته باشد.در كنسرت‌های خارجی بر این تاكید داشتیم كه شكل نوینی  از موسیقی حال حاضر ایران را ارائه كنیم. در ثانی به نظر می‌رسد در شرایطی كه جامعه بین‌الملل به انعكاس بدبختی‌های ایران جایزه می‌دهد، ما كار سختی را در پیش گرفتیم، چرا كه در پی آن هستیم كه در كنار این نمایش فلاكت و بیچارگی، نقطه متقابل آن یعنی پتانسیل غنی ایرانیان را ارائه بدهیم. ما هیچ چیزی كم از مدرن‌ترین موسیقی روز جهان نداریم. سال‌ها است كه موسیقی ایران به موسیقی روز دنیا رسیده است.

گروه آریان زمانی كه روی سن‌های خارجی می‌رفت، مردم دنیا با تعجب نگاه می‌كردند و با ما در میان می‌گذاشتند كه؛ چگونه امكان دارد در ایران دختری گیتار بدست روی سن نوازندگی و هم‌خوانی كند. همواره كنسرت‌های خارجی ما با علامت سؤال دیگر ملت‌ها مواجه بود. ولی ما در پی چه بودیم؟ ما می‌خواستیم ایران را آنگونه كه هست نشان بدهیم. ایرانی كه به دنبال هم زیستی مسالمت‌آمیز و دارای سطح موسیقی قابل قبولی است.

* علی پهلوان:  باید نكته‌ای را عرض كنم. ما در ترانه‌های آریان سعی داشتیم كه امید را تبلیغ كنیم. از سرودن اشعار غم‌انگیز پرهیز داشتیم و البته در ملودی‌ها نیز سعی بر این بود كه امیدبخش ظاهر شویم.

* رجب‌پور : گروه آریان به دنبال لودگی هم نبوده است و ترانه و شعری كه با موسیقی آن ارائه می‌شود در جامعه خوب‌اندیشان نیز رخنه كرده است. جای بسی خوشوقتی است كه هر یك از اعضای گروه آریان در هر جا كه حضور پیدا می‌كنند به او احترام می‌گذارند و برخوردها بسیار احترام‌آمیز است.

* پهلوان: بله، ما شاهد هستیم كه در كوچه و برزن، مردم بسیار برای ما احترام قائل هستند. و این به ما انگیزه می‌دهد. فكر می‌كنم كه این احترام برخاسته از سطح تفكر مردم است. علاوه بر اینكه بیان خوبی از موسیقی را شاهد هستند. البته اعضای گروه دارای تحصیلات هستند و این در خلق یك اثر هنری ارزشمند بی‌تاثیر نیست.

* رجب‌پور: به نظر می‌رسد كه اگر سطح تحصیلات یا سطح  خوب‌دانایی با هنر توام شود، نتیجه، اثر هنری قابل ملاحظه‌ای خواهد بود. ولی اگر تحصیلات و دانایی وجود نداشته باشد، سطح نازلی از مطربی پدید می‌آید. متاسفانه بین هنرمتعالی و مطربی تفاوتی است كه برخی از مسئولان دست اندركار فرهنگ كشور آن را لحاظ نمی‌كنند. بعضی‌ها، هنوز از موسیقی، ترانه‌های مبتذل زمان كودكی خود را در ذهن می‌پرورانند!

گروه آریان با جدایی محمدرضا گلزار آسیب ندیده است؟

* رجب‌پور: گروه آریان قائم به فرد خاصی نیست. از طرفی حضور محمدرضا گلزار از ابتدای تولد این گروه نبوده است. و دلیل جدایی گلزار هم جز به این علت نیست كه ما خودمان او را به سینما فرستادیم. روند منطقی هنر هم این است كه سینما با آن مشكلاتش اجازه كار به یك هنرمند نمی‌دهد كه دو رشته هنری را بصورت فعال و موفق طی مسیر كند. البته مراودات و دوستی ما با گلزار ادامه دارد. حتی من یك هفته پیش با گلزار دیداری داشتم. جدای از این باید بگویم كه گروه آریان یك برنامه‌ریزی طولانی را در پیش‌رو دارد و با حضور و یا غیبت كسی به برنامه درازمدت آن لطمه نخواهد خورد.

 

* لطفاً تحصیلات افراد گروه آریان را اعلام بفرمایید:

* رجب‌پور: علی‌رضا طباطبایی؛ مترجم زبان آلمانی، برزو بدیهی؛ دكتر دامپزشك، ساناز كاشمری، دیپلم تجربی و هنرجوی موسیقی، علی پهلوان؛ مهندس صنایع و برنامه‌ریزی تحلیلی كنترل پروژه نفت و گاز، سیامك خواهانی؛ دكتر دامپزشك، نینف ایرخاص؛ مهندس سخت‌افزار رایانه، پیام صالحی، دكتر دامپزشك، شراره فرنژاد؛ مهندس رایانه و سحر كاشمری؛ هنرجوی موسیقی.

* چه عواملی باعث شد تا آریان شروع خوب و موفقی داشته باشد و موسیقی آن نامتعارف بماند؟

* رجب‌پور: دلایل زیادی دست به دست هم داد تا این گروه موفق بشود. اولین گروه مختلط موسیقی پاپ ایران، اولین گروه موسیقی پاپ بعد از انقلاب، تازگی و تنوع شعر و ترانه گروه و نوع ملودی‌های آریان از جمله عواملی است كه باعث موفقیت آریان شده است. برداشت من این است كه یك حس زیبایی از طرف مردم همواره به بچه‌ها منتقل می‌شود و تولید انگیزه می‌كند.

اما نكته مهمی كه باید آن را عنوان كنم، صمیمیت بین اعضای گروه است كه عامل مهمی برای موفقیت اولیه گروه بوده و هست. اینكه آریان در حال درجا زدن است یك تفكر غیرمنصفانه‌ای است. متأسفانه ما در كشوری زندگی می‌كنیم كه برای موسیقی چهارچوب تعریف شده‌ای نداریم. ما اكنون شاید نتوانیم همان ترانه‌هایی كه سال 1380 اجرا كرده‌ایم را روی صحنه ببریم. این مسأله به شرایط برمی‌گردد و دلیل عدم توانایی گروه نیست.

* چرا فعالیت آریان متنوع نیست و به طور مثال فیلم سینمایی آریان تولید نمی‌شود؟

* خیلی زودتر از این، به فكر ساخت فیلم آریان بودیم. ولی تجربه تلخ دیگر هنرمندان عرصه‌های مختلف هنری در ساخت فیلم ما را از اقدام در این مسأله بازمی‌داشت. گویا هر هنرمندی كه  از یك رشته هنری وارد سینما شده است، كمتر موفق بوده است. به طور مثال محمدرضا گلزار متأسفانه همه فیلم‌های سینمایی‌اش موفق نبود، این هم برمی‌گردد به اینكه او از ابتدا آموزش سینما ندیده بود در صورتیكه گلزار سال‌ها با گیتار آشنایی داشت. شاید پیش از انقلاب حضور یك خواننده در یك فیلم سینمایی موفق بوده ولی همواره این روند بستگی زیادی به شرایط فرهنگی و نوع فیلم خواهد داشت. باید اعتراف كنم كه محمدرضا گلزار خودش نیز فیلم‌های اولی خود را قبول ندارد.

چگونه می‌توان شرایطی متصور شد كه علی پهلوان ترانه‌سرای ما در یك فیلم سینمایی در قالب یك پزشك صبح از خواب بلند شود و به مطب برود؟! اصلاً قابل هضم نیست و البته این عمل اجحاف بزرگی در حق هنر است. البته برای ساخت فیلم براساس گروه آریان، قصد داریم كه از همه برنامه‌ها و اتفاقات شكل گرفته از 1377 تا 1385 فیلمی مستند تهیه كنیم. فیلمی كه همه لحظات غم و شادی گروه را دربرداشته باشد، نتیجه زیبا و جذاب خواهد بود به طور حتم شما هم از پشت صحنه فیلم‌های سینمایی بیشتر از خود آن فیلم، لذت می‌برید و من به این دلیل فكر می‌كنم مسنتد آریان موفق شود. این موضوع باعث شده است كه آریان قصه‌های تلخ و واقعی خود كه از بیان آن قاصر است را در چهارچوب فیلمی مستند بیان كند. مطمئن باشید فیلم مستند آریان از میان 200 ساعت فیلمی است كه از همه لحظات و اتفاقات شكل‌گیری آریان گرفته شده است. در این فیلم دیگر هر كسی نقش خود را بازی خواهد كرد. دیگر محمدرضا گلزار همان گلزار شناخته شده در عرصه موسیقی خواهد بود. عشق‌ها و ماجراهای تلخ و شیرین و مسافرت‌های جهانی گروه آریان را خواهید دید. البته بارها شده است كه تهیه‌كنندگان سنیما ما را تا میز قرارداد پیش برده‌اند ولی این امر به صورتی كارشناسی و دقیق اتفاق خواهد افتاد.

* نوع ترانه‌های آلبوم چهار آریان چگونه خواهد بود؟

* رجب‌پور: ما تنوع موسیقی را از آغاز راهمان رعایت كرده‌ایم. تلفیق ویلن و گیتار این تنوع را به ارمغان آورد و از طرفی بنا نیست كه آریان به هر دری بزند كه بماند. اگر اینگونه عمل كنیم با اطمینان متعقد هستیم كه عمر مفیدی خواهیم داشت. اگر بیاییم برای تن دادن به تنوع صرف، به موسیقی بندری، آذری، تركمنی و  دیگر ملودی‌ها روی بیاوریم، عمر كوتاهی خواهیم داشت. ما در امتداد راهی قدم خواهیم گذاشت كه مردم پسندیده‌اند. صحیح است كه مدتی سطح صافی را موقتاً در حال گذر بوده‌ایم ولی آلبوم چهارم آریان كه عید نوروز روانه بازار خواهد شد متنوع‌تر خواهد بود و البته با حفظ چهارچوب و لحن شناخته شده در موسیقی گروه آریان شكل خواهد گرفت.

* خیلی دوست دارم كه آقای پهلوان درباره موفقیت‌های دیگر آریان توضیح بدهند.

* پهلوان: نكته جالب این است كه آریان یك سری موفقیت‌هایی داشته است كه شاید هرگز برای گروه‌های ایرانی لوس‌آنجلس هم اتفاق نیافتاده است. در دنیا، موسیقی غربی خیلی مایل است كه موسیقی شرق و ملودی‌های آن را برای آهنگسازی مورد توجه قرار دهد. ملودی‌های تركی و عربی امروزه در موسیقی پاپ غربی بسیار رخنه كرده است. طبیعی است كه وقتی شما موسیقی خود را بشناسانید این اتفاق بیافتد. به طور مثال اروپا از تركیه «تركان» را به خوبی می‌شناسند. ولی ایران نه موسیقی سنتی و نه موسیقی پاپ خود را معرفی نكرده‌ است. ولی گروه آریان در جهت شناساندن نوع موسیقی پاپ ایرانی برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران كاندیدای جایزه جهانی موسیقی «WMA» متعلق به موسسه BBC شد و حتی تا نیمه نهایی هم بالا رفت. این اتفاق در سال 1383 افتاد ولی انعكاس داخلی آن بسیار كم و مأیوس‌كننده بود. در صورتی كه در رسانه‌های خارجی بسیار انعكاس طبیعی و خوبی  داشت.

* رجب‌پور: در واقع نشریات رسمی و صاحب تیراژ ایرانی از شروع فعالیت آریان خوب استقبال نكردند. به نظر می‌رسد یك نوع خودسانسوری درون مطبوعات وجود دارد كه اصلاً ربطی به روند ممیزی ندارد.

 

 

توقع ما این بود كه علاوه بر یك روزنامه كه روی شناخت از ما همواره فعالیت‌های آریان را زیر نظر دارد، روزنامه‌های وزین دیگر كه منادی خوب‌اندیشی از پیام موسیقی است، از آریان حمایت كنند. گویا برخی از روزنامه‌های كثیرالانتشاری كه خود را صاحب اندیشه نوین معرفی می‌كنند، زیاد اشتیاقی به انعكاس اخبار فرهنگی شركت ترانه، فعالترین شركت تولید موسیقی در ایران ندارند! جالب و تلخ است كه روزنامه‌های خارجی با ما در حال تماس هستندو ما به ایران فكر می‌كنیم ولی از روزنامه‌های داخلی روزنامه‌نگاری زنگ نزد كه احوالی از ما بپرسد.

آیا گروه آریان روابط عمومی دارد؟

* علی پهلوان: البته ما روابط عمومی داریم. و حتی یك سری كارهایی كردیم كه بدون روابط عمومی هم طبیعتاً انتظار می‌رفت قابل توجه باشد. ماجرا از این قرار است كه فردای روز زلزله بم ما در برلین كنسرت داشتیم. ساده‌ترین راه حل كنسرت عدم اجرای آن بود. ولی ما شوكه شده بودیم، نمی‌دانستیم چه تصمیمی درست است. تمامی فاجعه را از تلویزیون دیدیم. با خود گفتیم اگر به ایران برگردیم كاری جز كنسرت دادن برای بم نخواهیم داشت.

تخریب میراث فرهنگی ارگ بم از طرفی و فاجعه تلخ انسانی از سوی دیگر ما را بر آن داشت كنسرت را در حمایت از بم اجرا كنیم و همه درآمد آن را به بم اختصاص دهیم. حتی علاوه بر این صندوقی هم برای كمك به مردم بم در سالن كنسرت لحاظ كردیم. این برنامه بازتاب زیادی در رسانه‌های آلمان داشت. شبكه «دویچه وله» ، «زد ای اف» و «ای آر دی» اولین خبر و پر بیننده‌ترین رویدادشان بم بود و دومین خبرشان كنسرت آریان در حمایت از زلزله زدگان بم!

* رجب پور: جالب اینجاست، آلمانی‌ها فكر كرده بودند كه ما در راستای زلزله بم به آلمان رفته‌ایم و حتی همان زمان از مركز موسیقی ایران با ما تماس گرفتند و گفتند یك دسته هنرمند برای كمك به زلزله زدگان به آلمان می‌آیند و ما همانجا دوباره آمادگی خود را برای هرگونه كنسرتی اعلام كردیم. متاسفانه  در بازگشت از آلمان با بی‌خبری در ایران مواجه شدیم و بعدها هم به كرمان رفتیم و كنسرت دادیم. ولی كدام نشریه این مطلب را درج كرده است. كدام روزنامه‌نگار می‌تواند ادعا كند این مطلب را مطلع  بوده است؟ البته روی تلكس‌های خبری آمده ولی به اطلاع عموم نرسیده است.

* پهلوان: حتی برای حمایت از بیماران صرعی با همكاری انجمن صرع ایران كنسرتی را رایگان برگزار كردیم. كسانی كه دعوت شدند همگی با بلیت «همت عالی» به این بیماران یاری رساندند. رقم چشمگیری جمع شد. تعداد قابل توجهی خبرنگار در آن جا جمع بودند ولی در هیچ روزنامه‌ای خبر آن منعكس نشد!

این در شرایطی است كه رسانه‌های خارجی فعالیت‌های آریان را به زبان‌های مختلف گزارش كرده‌اند.

حتی از خبرگزاری BBC مستنداتی داریم كه گروه آریان را «انقلابیان پاپ موسیقی ایران» نامیده است. از همه جالب‌تر كتاب فرهنگ جامع یا دایرة المعارف جهانی ‍كه هر سال چاپ می‌شود به نام How  is How كه افراد مطرح را معرفی می‌كند، نام آریان را به چاپ رسانده است.

درست است كه بهترین آثار ما همان كارهای اول آریان است ولی مشكلاتی كه گروه آریان دارد در دنیا بی‌نظیر است. یك گروه موسیقی خارجی خیلی ساده و كلاسیك می‌تواند مراحل مقدماتی برگزاری كنسرت را پشت سر بگذارد ولی ما هنوز برای موسیقی در ایران مشكل عرفی داریم و هنوز موسیقی برای خیلی از افراد كه برای ما محترم هستند نامتعارف است.

كنسرت‌های خارجی دارای بروشوری هستند كه ساعت، روز و مكان كنسرت را 6 ماه قبل از برنامه اعلام كرده و به اطلاع عموم می‌رسانند. ما در ایران دو روز مانده به كنسرت، لغو كنسرت داشته‌ایم. حتی 5 ساعت قبل از كنسرت تازه اجازه تبلیغ كنسرت به ما می‌دهند! برای گروه آریان پیش آمده كه روی سن رفتیم و در حال اجرا، كنسرت لغو شده است!! یك تهیه كننده و حامی مالی چقدر می‌تواند ریسك‌پذیر باشد؟ آیا كسی با 200 میلیون تومان ضرر برای لغو یك كنسرت می‌تواند دوباره از یك گروه موسیقی در ایران حمایت كند؟ این باعث شده است كه روندی كه باید 6 ماه طول بكشد، تبدیل به یك جریان بغرنج سه ساله بشود. كار آهنگسازی حسی است و استرس آفت این احساس است. نمی‌توانیم توقع داشته باشیم كه یك گروه هنری در یك زمان و دوره بخصوصی، تولید داشته باشد. و مضاف بر این، چگونه می‌توان مشكلات روحی اجرای كنسرت و لغو مجوزها را نادیده گرفت. گل آهنگ‌های آریان متعلق به آن زمان است كه آریان كار حرفه‌ای ‌نمی‌كرده است. الان داریم با چنگ و دندان آهنگ می‌سازیم.

و البته گواهی انجمن موسیقیدانان آمریكا گرفته‌ایم به عنوان هنرمندان چیره‌ دست بین‌المللی كه جزو افتخارات ایرانی است.

* طباطبایی: من فكر می‌كنم اگر این تاییدات خارجی كمی هم از داخل باشد باعث دلگرمی ما خواهد شد. هنر در وهله اول دارای پیام است و سرگرمی یك مفهوم كلی است كه به نظر من هنر موسیقی علاوه بر آن باید پیام هم داشته باشد. این تلفیق سرگرمی و پیام باید به گونه‌ای باشد كه شنونده 8 تا 80 سال را در بر بگیرد و گروه آریان به این می‌اندیشد. یك هنرمند باید استعداد این را داشته باشد كه پیغام خود را به گونه‌ای منتقل كند كه شنونده صرفاً سرگرم نشود. غیر از این به هر سو میل كند، چیزی از پیش نمی‌برد.

ترانه‌ای كه ورد زبان شنونده می‌شود اگر حاوی پیام نباشد، به انسان‌ها و وجدان هنرمند خیانت كرده است. به نظر می‌رسد كه تلفیق بین سرگرمی و پیام هنری اگر وجود نداشته باشد، كاری موفق ایجاد نمی‌شود.

پهلوان: ما برای پیام رسانی و ارسال مفاهیم شادی بخش فعالیت‌های متنوع دیگری هم می‌توانیم داشته باشیم. چاپ تی‌شرت، تقدیم و كتاب حداقل كارهایی است كه می‌توان كرد و البته روش‌های متنوع و متین‌تر دیگری نیز وجود دارد، حتی می‌توان از پشت صحنه كار، كتابی را تدوین كنیم و به چاپ برسانیم. ما به همه این فعالیت‌ها توجه كرده‌ایم و در فكر عملی كردن آن هستیم ولی دچار مشكلاتی هستیم كه در خم كوچه اول مانده‌ایم.

نظر شما به عنوان آهنگساز درباره سبك آریان چیست؟

* نینف: سبك آهنگسازی آثار ترانه‌های آریان باید قالب خود را حفظ كند. باید هویت آریان حفظ شود. علاوه بر این باید همواره با علم روز موسیقی و با پیشرفت این هنر هماهنگ باشیم و نیز به  سیر موسیقی جهان هم نگاه كنیم ایجاد تعادل بین این 3 مورد بسیار سخت و البته سرنوشت ساز است. طرفداران قبلی منتظر نوآوری هستند ولی باید آن سبك موفق ابتدا را حتماً حفظ كنیم و برای این موارد حركت كنیم.

چرا آریان تاكنون با فیلم سینمایی خاصی همكاری نكرده است؟

* نینف: ساخت موسیقی متن فیلم بر خلاف روند كار گروه آریان است. موسیقی فیلم باید در خدمت تصاویر لحظه لحظه فیلم باشد ولی چگونه ممكن است یك یا چند ترانه آریان این نقش را بازی كند؟ البته شاید بتوان با واریاسیون‌های مختلفی كه روی تم اصلی ترانه تیتراژ انجام می‌شود، موسیقی را در سراسر فیلم شنید، ولی به نظرم یك جزء نامتناسبی برای فیلم به شمار خواهد آمد.

درباره فضای كُرال و كلیسایی اكثر آهنگ‌های آریان بگویید شاید به خاطر این است كه شما اقلیت آشوری هستید این اتفاق افتاده است.

 نینف: البته من آشوری هستم ولی آنچه شما در فرم آهنگ‌ها می‌بینید مبتنی بر تجربه‌های كاری دو سه سال قبل از پیوستن به آریان است كه تنظیم استودیویی و ترانه سرایی و آهنگسازی توسط چند استادی كه نمی‌خواهم نامشان را ببرم انجام شد. این تجربه‌ها خیلی به كارم آمد. و كرال و چند صدایی بودن ترانه‌های آریان ربطی به آهنگسازی من ندارد. تنها كاری كه كردم این بود كه 3 نفر همخوان خانم كه صدای نزدیكی به هم دارند را به گونه‌ای تنظیم كنم كه برای مركز موسیقی ارشاد قابل ارائه باشد. شاید آن ترانه‌ای كه خیلی فضای فولكلوریك ارمنی دارد، آهنگ ترانه «گل همیشه بهار» است و گرنه غیر از این من سعی كردم در خدمت گروه باشم

سیاست كاری گروه آریان از ابتدای شروع فعالیت تاكنون چگونه است؟

علی پهلوان: گروه آریان سعی كرد كه دو سه سال اول بگوید كه ما هم هستیم. بعد مقبولیت پیدا كند و اكنون در بین سه گروه برتر موسیقی ایران هستیم. سپس به دنبال كنسرت خارجی رفتیم و بسیار هم مورد توجه قرار گرفتیم. این مهم است كه جنس موسیقی آریان توانایی عرضه بین‌المللی را نیز داشته باشد.

خانم كاشمری شما كه تاكنون در گفتگو شركت نكرده‌اید لطفاً روابط فامیلی و نسبت‌های اعضای گروه را بیان و افشا كنید

كاشمری: من و سحر كاشمری خواهر هستیم و شراره فرنژاد دختر خاله ما است. از طرفی آقای صالحی و بدیهی هم پسرخاله هستند. نكته دیگر هم كه باید در مورد كرال بودن آهنگهای آریان باید بگویم این است كه این ویژگی، ربطی به مسیحی بودن نینف ندارد بلكه از ابتدا آریان این ویژگی را داشته است. آریان تلفیق گیتار و ویلن بوده است و اولین گروهی بوده كه خانم‌ها در آن حضور داشتند. به نظر من یكی از مشخصات اصلی آریان این است كه در آهنگ‌های آن این تلفیق‌ سازها باشد. شاید این تلفیق در یك آهنگی در آلبوم‌ها نباشد ولی حضور دخترها خواهد بود.

شاید ویلن در آهنگ‌های بعدی حضور نداشته باشد؟

كاشمری: شاید در یكی از آهنگها نباشد ولی معلوم نیست

 نینف: البته در عمر من این اتفاق نمی‌افتد! ولی باید بگویم كه سبك خواندن ترانه‌های آریان مقداری متفاوت است با تصوری كه همیشه از كرال داریم. سبك آریان چند صدایی آوازی است ضمن اینكه در این ترانه‌ها سیستم هم خوانی وجود دارد. یعنی در واقع تن صدای این سه خانم ، بواسطه اینكه از كودكی با هم می‌خواندند، ویژگی‌ خاصی به موسیقی‌ها داده است. و این شناسنامه آریان است. همانطوری كه جنس صدای علی صالحی و پیام خاص است و نیز لهجه ویلن سیامك. و البته درباره ویلن باید خود سیامك توضیح بدهد.

* سیامك خواهانی: من از بچگی ویلن كار می‌كردم. بعد تمایل به موسیقی پاپ پیدا كردم و طبق روند فعالیت خودم كاست «قطره خیال» را به بازار ارائه دادم كه تلفیقی از پاپ و ایرانی بود. كه باز با همكاری علی پهلوان و نینف امیر خاص همراه بود و این همكاری از آریان نشأت می‌گرفت.

و این نحوه نوازندگی به عنوان كار حرفه‌ای در این كاست جا افتاد و در آریان جزو یكی از شناسنامه‌های گروه شد.

خوب، ترانه‌های آریان دكلمه هم خواهند شد؟

خواهانی: ما این كار را انجام داده‌ایم ولی كلاً كاری كه به شناسنامه آریان لطمه نزند را انجام خواهیم داد.

شما گویا فعالیت سینمایی هم دارید؟

 یكی از شخصیت‌های فیلم علی سنتوری داریوش مهرجویی یك نوازنده ویلن است كه زیاد آن را لو نمی‌دهم! خیلی‌ها خواهان آن نقش بودند. دو شرط داشت. ویلن زن بودن و شرایط فیزیك بدنی كه آقای شریفی‌نیا با من تماس گرفتند و چون كادر حرفه‌ای بود ترسم بر این بود كه به كادر حرفه‌ای آن فیلم لطمه بزنم ولی سال بعد این كار فیلمبرداری شد و در جشنواره فیلم امسال اكران خواهد شد.

چقدر در این نقش موثر بودید؟

 خواهانی: قسمتی را آهنگسازی كردم و به صورت زنده سر صحنه اجرا و ضبط شد كه در تیتراژ فیلم هم استفاده می‌شود. ملودی كار از خودم بود و آكوردها و هم نوازی گیتار آن و پركاشن هم تلفیق شدسبك آهنگ آن هم دقیقاً شیوه كار آریان و كاست «قطره خیال» است. و شاید حتی آریان را یادآوری كند

بدیهی : یك نكته‌ای دیگر هم خالی از لطف نیست. خانم كاشمری هم مشغول بازی در سریال كلاه پهلوی است

نینف: ما یواشكی وارد سینما می‌شویم. خیلی اختاپوسی!

پهلوان : البته برای كاشمری این تازگی ندارد. ایشان قبلاً هم بازیگری را تجربه كرده‌اند

كاشمری: من قبل از پیوستن به آریان ، بازیگری می‌كردم. دو تا كار تئاتر داشتم و یك فیلم سینمایی و نیز تلویزیون. گرگ و میش و آن سوی آئینه كارهای تئاتری‌ام بودند با همكاری آقای شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان و در سینما «دفتری از آلمان» كار آقای پرویز شیخ كادی بود. و سریال تعطیلات نوروزی كار آرش قادری و الان هم در سریال «كلاه پهلوی» بازی می‌كنم.

فعالیت موسیقی هم داشتید به جیغ بنفشی چیزی؟

كاشمری: نه اصلاً ربطی به موسیقی نداشته و صرفاً در این كارها بازی كرده‌ام

یكی از بچه‌ها درباره استاد بابك بیات مطلبی را به نمایندگی از گروه بگویند

پهلوان: اتفاقاً فرصتی پیش نیامد برای گروه تا به ایشان

 

 

به صورت علنی ارج بنهد اما من در وبلاگ خودم نوشته بودم كه بابك بیات رفت و ملودی یادش در دل‌ها باقی خواهد ماند

در حقیقت این مطلب را با یكی از شعرهای آثار آریان ادامه دادم. در آلبوم اول كاری به نام «بارون» داشتیم كه می‌گوید:

بیا تا بارون باشیم "

تا كه از غبار غم پاك كنیم دلهارو 

تا كه از عاطفه سیراب كنیم گلهارو 

تا مثل رنگین‌كمونا موقع رفتن بارون 

توی آسمون دلها بمونن خاطره‌هامون

بیا تا بارون باشیم بیا تا بارون باشیم..."

دقیقاً این شرایط برای استاد بیات صدق می‌كند. اگر او رفته است ولی موسیقی بیات زنده است. چه آن موسیقی‌های قدیمی بیات و چه آنچه اكنون از او به یادگار داریم. همه كارهای او به یادماندنی و زیبا است و ای كاش قدر هنرمندان ایران فقط بعد از مرگشان دانسته نشود.

چكار كنیم كه این قدرشناسی شایسته و بایسته هنرمندان باشد؟

پهلوان: یك نفر كه افتخاری برای كشور می‌آورد باید حمایت بشود. مردم لطف خود را داشته‌اند و دارند. اینكه در كوی و برزن و یا هر جای دیگر فردی ابراز علاقه می‌كند، كلی ایجاد انگیزه می‌كند و باعث می‌شود كه كار هنری ادامه پیدا كند. اما یكی از چیزهایی كه ما را ناراحت  می‌كند این است كه حتی برخی از مطبوعات كه فكر می‌كنند روشنفكر هستند به گونه‌ای عمل می‌كنند كه مصداق این است: «مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان!» ما نمی‌خواهیم كه برخی از دوستان مطبوعاتی روشنفكر به ما پوشش خبری بدهند، بلكه می‌خواهیم حرف عجیب و غریب درباره آریان نزنند. گاهی اوقات به این تنگناها می‌رسیم. همیشه اصل را فراموش می‌كنند و به فرعیات موضوع توجه می‌كنند. اصل موضوع این است كه یك فرد زحمتكش برای كشور می‌تواند آبرویی دست و پا كند ولی در داخل كشور چنان این افراد را دچار هجمه می‌كنند كه او نمی‌تواند قامت راست كند

طباطبایی: در واقع گویا هر چه یك پدیده در دسترس باشد، بی‌اهمیت جلوه می‌كند و آنچه دور از دسترس باشد بسیار مهم جلوه می‌كند. بچه‌های گروه، در بند تكنیك ساز و كوك دستگاه‌های موسیقی هستند تا مسائل حاشیه‌ای و جلوه پاپ بودن موسیقی

در صورتی كه نوازنده‌ها و فعالان پاپ آن طرف دنیا برای بعضی از ما، بت شده‌اند در حالی كه اصلاً قابل تأمل نیستند. اصولاً هنرمندی كه در ایران در حال حیات است او را در نظر نمی‌گیرند

پهلوان: ما این اتفاق را خیلی كم می‌بینیم و آنچه هم اتفاق می‌افتد برای هنرمندان عرصه سینما است. بزرگداشت موسیقیدان پاپ كمتر اتفاق افتاده است. نمونه جالب این بزرگداشت در زمان حیات افراد تاثیرگذار، دكتر محمود حسابی بود كه یك عمر  در ایران بسر می‌بردند و خارجی‌ها او را به ما معرفی كردند! و حتی اتفاقی كه بعد از مرگ ویگن در مطبوعات ایران افتاد.

طباطبایی: و البته برخی اوقات هم اتفاقات نادری می‌افتد. مثلاً روزنامه اطلاعات به مناسبت مرگ فرانك زاپان یك موسیقیدان مطرح در سال 1986 مطلبی را به چاپ رساند و از طرفی متاسفانه ما در رادیو پیام شاهد هستیم كه یك ترانه یا قطعه موسیقی را پخش می‌كندو بسیار درباره آن توضیح می‌دهد و ترانه‌های قدیمی دیگری را نیز حتی بدون نام خواننده پخش می‌كند

پهلوان : یك اتفاق با مزه‌ای را بگویم. ترانه‌های آریان از تلویزیون پخش نمی‌شود ولی زمانی كه هواپیمای130 C دچار سانحه دلخراشی شد، آهنگ مسافر آریان با یك كلیپ از تلویزیون پخش شد و خواننده آن را علی پهلوان معرفی كردند!! یعنی یك نفر از كل گروه را معرفی كردند! من خیلی شوكه شدم

نینف امیرخاص ـ آهنگ مولا علی جان، كاملاً مذهبی بود و این آهنگ مدت‌ها در تلویزیون ایران مهجور بود در صورتیكه یك كار مذهبی تاریخی بود و می‌توانست در مناسبت‌ها بارها پخش شود.

پهلوان : ما در اخبار تلویزیون برون مرزی شاهد بودیم كه یك گزارش كامل از گروه آریان پخش شد، این چهارچوب چرا برای پخش آثار متغیر است؟ چرا تعریف شده نیست؟ یك آلبوم مجوز وزارت ارشاد را دارد ولی از تلویزیون پخش نمی‌شود و از طرفی یك اثر از تلویزیون پخش می‌شود ولی مجوز ارشاد نمی‌گیرد،  این بسیار جالب و تلخ است

نینف امیرخاص: به طور كلی مشكلات ما خیلی بزرگتر از آن است كه بتوان به آن اشاره كرد. ما به مدیریت كارشناس و كاربلد صرفاً در مورد موسیقی پاپ به عنوان حامی اصلی نیاز داریم. یك بخش بزرگی از كار ما كه لازمه تداوم كار است، مسئولان فرهنگی هستند. یك زمانی تصمیم گرفته می‌شود كه موسیقی پاپ آزاد شود، سپس در شروع جریان، هر چیزی كه به فكر برسد روانه بازار می‌شود. اول به دنبال ترانه‌هایی شبیه آثار مطرح می‌گردند، سپس با آزمون و خطاهای فراوان، یك سری آثار جدید وارد میدان می‌شود. زمانی یك سری آثار بسیار قوی پاپ ظاهر شد كه همه توجهات جلب موسیقی پاپ داخل كشور شد، حتی آوازه آن به خارج از ایران رسید. دوران خاصی بود كه 5 یا 6 نفر به موسیقی داخل جهت دادند. این اتفاق خاص در زمان دولت خاتمی افتاد.كم‌كم موسیقی دچار مشكل شد و ایراد بر آن گرفت


نوشته شده توسط امیر سالار در دوشنبه 18 دی 1385 ساعت 02:01 ق.ظ